محمد الريشهري
190
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
احساس نمىكند ، بلكه قلبا از آن نفرت دارد . با عنايت به اين مقدّمه مىتوان دريافت كه زهد اسلامى ، به معناى بىرغبتى طبيعى به دنيا نيست ( زيرا بىرغبتىِ طبيعى نسبت به لذايذ مادّى ، ارزش نيست و در واقع ، نوعى بيمارى است ) ؛ بلكه زهد اسلامى ، عبارت است از بىرغبتى قلبى نسبت به لذايذى كه براى انسان ، زيانبارند . توضيح مطلب ، اين كه : گاه انسان طبعا مايل به كارى است ؛ امّا خرد ، او را به دليل زيانبار بودن آن كار منع مىكند و انسان نيز با وجود علاقه قلبى به آن ، از انجام دادن آن خوددارى مىورزد . اين اقدام ، " صبر " ناميده مىشود و كسى كه خويشتندارى مىكند ، " صابر " ناميده مىشود ؛ چرا كه در برابر رغبت طبيعى و ميل قلبى خود مقاومت كرده است و اين ، ارزشى است بسيار و الا ، چنان كه از امام على عليه السلام روايت شده كه مىفرمايد : ما أحسَنَ بِالإِنسانِ أن يَصبِرَ عَمّا يَشتَهى . « 1 » براى انسان ، چه زيباست كه در برابر خواسته [ هاى نفسانىاش ] صبر كند . امام على عليه السلام در رهنمودى ديگر ، در پاسخ كسى كه از ايشان موعظه خواست ، مىفرمايد : اترُك لِما تَبقى ما تَشتَهى أبَدا * كَفى بِمَن عَفَّ عَمّا يَشتَهى كَرَما « 2 » از خواهشهاى خود به خاطر آنچه جاويدان است ، دست بشوى . در كرامت آدمى ، همين بس كه خويشتن را از خواهشهاى نفْس ، نگه دارد . البتّه بايد توجّه داشت كه چنين شخصى از فضيلت صبر برخوردار است ، نه از فضيلت زهد . زهد كه يك درجه بالاتر از صبر است آن است كه بىميلى قلبى
--> ( 1 ) غرر الحكم : ح 9648 ، عيون الحكم و المواعظ : ص 479 ح 8805 . ( 2 ) . شرح الأخبار : ج 2 ص 383 .